سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
شبستان نور
 
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
قالب وبلاگ

پیام امروز

در راه بودم 

خانه ای قدیمی توجهم را به خود جلب کرد

پنجره هایی قدیمی و خاک گرفته که بسته بودند

و زلالی شیشه از دلش برداشته شده بود...

می دانی جای آن چه بود؟

خشتهای آجر که 

از داخل چیده شده بود و دیگر نمایی از شیشه نبود

که خشتهای گلی جایش را گرفته بود...

 

گاهی دلهای آدمها هم بسته می شود

طوری که زلالی شیشه را نمی بینی

و فقط

خشتهایی نازیبا هستند که خودنمایی می کنند

و دل نمی برند...

داخل اتاق هم که دیگر جز تاریکی نیست...

بعضی از ما دانسته و آگاهانه 

دل را تاریک می کنیم

طوری که رغبتی برای نزدیک شدن به آن نمی ماند...

دل

 

 


[ شنبه 94/12/15 ] [ 7:6 صبح ] [ شبستان ] [ نظرات () ]


.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
آرشیو مطالب
امکانات وب


بازدید امروز: 159
بازدید دیروز: 103
کل بازدیدها: 211765