سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
شبستان نور
 
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
قالب وبلاگ
قسمت اول:

این روزها بدنبال آمدن و رفتن در این شهر شلوغ نگرانی خاصی دارم. نگرانی من از کارهایی است که می توان برای این شهر پر از جمعیت انجام داد و متأسفانه به هر دلیلی انجام نشده یا کمتر به آن توجه شده است. شب عید است و مردم به دنبال خرید کردن هستند. قاعدتاً بعضی نقاط شهر شلوغ تر از جاهای دیگر است. بعضی نقاط قطب خرید کفش، پوشاک، جواهرات یا وسایل دیگر مصرفی مردم است. منظورم شهر تهران است و مثلاً خیابان بهارستان. با وجود بافت تاریخی این مکان، متأسفانه شاهد شلوغی این منطقه و ترافیک کنترل نشده آن هستیم که دلیل عمده آن شاید بورس بودن این منطقه از نظر تولید و عرضه  با قیمت مناسب برای لوازمی مثل کیف و کفش و لباس است و اتصال به خیابانهایی مانند خیابان جمهوری است که بخش اعظمی از آن دارای امکانات متعدد مثل مترو و خطوط ویژه اتوبوسرانی است و دسترسی به این منطقه را راحت تر کرده است. چند شب قبل از جلوی خیابان صف که در واقع همان باغ سپهسالار قدیم است با اتوبوس رد می شدم. ازدحام جمعیت قابل اغماض نبود. اما نکته ای به ذهنم رسید . برای ایجاد فضای آرام خرید، سر این خیابان با آهنهای بلند و مخصوصی پوشانده شده است که امکان تردد موتورسواران نباشد و آسایش و امنیت خریداران بیشتر فراهم شود. در واقع منطقه باغ سپهسالار که مرکز خرید کیف و کفش می باشد تنها با کوچه هایی که درخیابان سعدی تهران هستند و معبر ورودی خیابان بهارستان محل رفت و آمد دارد. کوچه هایی اکثرا با پارک اتومبیل های بابری و کم عرض.

آتش سوزی

ادامه مطلب...

[ یکشنبه 92/12/25 ] [ 9:51 عصر ] [ شبستان ] [ نظرات () ]

یادم می آید بچه که بودیم قبل از رسیدن سال نو خیلی چیزها رونق بیشتری پیدا می کرد. خرید لباس و کفش نو برای کودکان رونقی داشت و حتی بزرگسالان هم به این مسئله اهمیت ویژه ای می دادند. منازل بطور کامل تمیز می شد. آنموقع ها رنگهای دیوار مثل امروز نبود و قابلیت شست و شو نداشت، شاید اکثر مواقع بوی رنگ خانه همسایه به مشام می رسید و همه چیز بوی نو شدن و تمیزی می داد حتی دیوارهای فرسوده منازل قدیمی. گلدان شمعدانی و باغچه هایی که با گلهای بنفشه تزئین می شدند نوید بهار می دادند. هر خانه تنگی بلورین که سایه سبز شیشه سنتی آن از خاطره ها نمی رود، داشت که حتما یک جفت یا بیشتر ماهی قرمز در آن در حال شنا کردن بودند. سفره های هفت سین روی پارچه های مخمل قدیمی اعلا و اطلسی یا ترمه های ارزشمند قدیمی به زیباترین شکل ممکن در ظروف قدیمی تزئینی چیده می شدند. بوی عطر گلهای باغچه و گلابهایی که در جای مخصوص گلاب پاشی ریخته می شدند به مشام می رسید. لباسهای نو، سفره هفت سین و آجیل و شیرینی شب عید همه چیز به زیباترین شکل خود آماده می شد و همه پذیرای مهمانان می شدند. اسکناسهای عیدی که تا نخورده بودند در لای قرآن برای تبرک و تیمن قرار داده می شدند تا دلهای با صفا و منتظر کودکان را شاد کنند. همه چیز از اولین ساعات شروع سال نو آماده بود. مهمان که می آمد، اول با گلاب و ریختن اندکی از آن بر صورت و ذکر با عظمت صلوات متبرک می شد و مجلس مهمانی بوی معنویت می گرفت و بعد با چای و شیرینی و میوه و آجیل مهمان تجلیل می شد. تلویزیون اوقات کمی از افراد را صرف خود می کرد و مردم بیشتر سرگرم صله رحم و دید و بازدید از هم بودند. یادش بخیر فیلمهای جذاب کارتون و سینمایی حتی اگر تکراری هم بودند بیشتر بوی انسانیت و تعلیم و تربیت صحیح می دادند. خانواده ها از صرف اوقات فرزندانشان پای تلویزیون نگران نمی شدند. آن روزها حتی اگر ایام جنگ و موشک باران هم که بود، ولی مردم عموماً خاطرات خوشی در ذهن داشتند.

نوروز باستانی

اما بعـــــــــــــــــــــــــــــد...

ادامه مطلب...

[ دوشنبه 92/12/19 ] [ 11:51 عصر ] [ شبستان ] [ نظرات () ]


.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
آرشیو مطالب
امکانات وب


بازدید امروز: 12
بازدید دیروز: 68
کل بازدیدها: 161087