سفارش تبلیغ
صبا
شبستان نور
 
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
قالب وبلاگ

 

پیام امروز
امروز یاد آور روزی است که رفتی...
نمی دانم زود گذشت یا دیر
این را می دانم که سخت گذشت
ولی هنوز رفتنت را باور نیست
گاهی حسرت نبودنت
خراشی عمیق بر روی خراشهای دیگر وجودم می اندازد
و گاهی به خود می خندم
که تو هستی و نرفته ای...
یادگارانت تو را به یادم می آورند
و تا وقتی که هستند و من هستم
تو هم هستی برایم...
داستان به اینجا ختم نمی شود...
در ذره ذره عالمی که می بینم تو هستی
ای کاش می دانستم
تو چگونه مرا می بینی...
دل تو در خود چه دارد...
هنوز هم این روزهایم مانند روزهای آغازین رفتن توست...
رفتنت هیچوقت ازسیاهی نمی افتد...
نمی دانم رفتن من چگونه است...
دیر است یا زود!
آسمان در نبودنم تب می کند یا نه؟!
راستی زمین را چگونه می توان دید؟
آیا تحمل دلهای سوخته آسان است یا سخت!
 

رفتن

 


[ یکشنبه 94/8/24 ] [ 7:29 عصر ] [ شبستان ] [ نظرات () ]


.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
آرشیو مطالب
امکانات وب


بازدید امروز: 32
بازدید دیروز: 89
کل بازدیدها: 163366